
ارسال شده در چهارشنبه هشتم شهریور 1385 و ساعت 13:53
سلام یه سلام جانانه بعد ازمدتی طولانی از ۱مرداد تا۸شهریور
خیلی وقت بود که اینجا نیومده بودم جاتون خالی رفته بودیم مسافرت
چکیده ای از مسافرت ما
ما تقریبا همه جای رشت رو رفتیم سیاهکل انزلی دریا ماسوله فومن لاهیجان شیطان کوه استخر عینکی و.....
جاتون خالی کوکی (یه نوع شیرینی مثل کلوچه ولی با گردو وکشمش .....من که اصلا گردو دوست ندارم عاشقش شدم)هم خوردیم ...واااااییی
خلاصه از وقتی هم که از مسافرت اومدیم نااای وبلاگ نوشتن رو نداشتم
تا این که امروز به خودم اومدم وشروع کردم بخ نوشتن که معلوم نیست تا کی ادامه داره
از دوستای گلمم که بهم سر زدن تشکر می کنم
یه جوک میگم که بخندیم:
به زیدان می گن چی شد که materaziرو تونجوری باسر زدی مس گه آخه فلان فلان شده به من می گه علی دایی![]()
ولادت با سعادت باب الحوائج دو به همه شما تبریک می گم
دوستون دارم تا بد![]()
نویسنده : [ نگین ] موضوع : [ ]
[ ]
[ لینک ثابت مطلب ]
[ 5 ]
ارسال شده در دوشنبه دوم مرداد 1385 و ساعت 9:50

سلام سلامی به گرمی آب جوش
چطورین
امروز چندمه امروز تولد کیههههههههههههههههههههههه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
البته امروز نه دیروز ........
من آخه یه روز از قافله عقب موندم
امروز نه ببخشید دیروز تولد بهترین عموی دنیا بووووود
عمووویی که ما بچه ها عاشقشیم
تولدت مبارک عمو جونم
الهی که ۱۲۰ ساله شی الهی که به جز اون ۱۲۰سال ۱۲۰سالم مجری برنامه کودک باشی
الهی که۱۲۰۰ ساله شی
تولللللللللللللللللللللللللللدت مبارک
اگه دیدی که توی یه اتاق تاریک هستی وداره از در ودیوارای اون خون می چکه نترس بدون که همیشه تو قلب منی
عمو جون دوست دارمو امیدوارم که تا زنده ام بازم تو همون عموی جون جونی من باشی

عمو جون خییلی دوست دارم تولدتم مبارک
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
راسی راسی داش یادم می رفت اگه اینو بخونی دیگه نوشابه پپسی وکوکا کولا رو نمی خوری
آخه یه مطلب سیاسی از خودم در وکردم
همه این آرم را می شناسیم. آرم شرکت نوشابه ی کوکاکولا هست
و حالا اگه برعکس بشه چی؟؟؟... کمی دقت کنی نوشته العیاذ بالله لا محمد لا مکه![]()

و این هم شرکت پپسیه آمریکا![]()
اگه فکر مي کنيد اتفاقيه به اين نکته توجه کنيد که چرا سومين C ( در کلمه Cola ) اين قدر کشيده شده و پيچ خورده تا حرف { ک } درست در بيايد

الکی اسمشو این که نذاشتن قصه داره طولانی
pay each penny save israel
یعنی: هر پنی[کوچکترین واحد پول در آمریکا و انگلیس] را بپردازید تا برای اسرائیل ذخیره شود!!!
بله هر ریال از پول من و شما برای اسرائیل ذخیره می شود.
نمی دانم بخندم یا گریه کنم، فقط بیایید کمی بیشتر فکر کنیم و ببینیم چگونه باید عمل نماییم.
آیا از این به بعد باید با شعار مرگ بر آمریکا، کوکاکولا و پپسی کولا بنوشیم؟!؟!؟
ا
اینم یه کلیپ خوگشل واسه عمو جونم
نویسنده : [ نگین ] موضوع : [ ]
[ ]
[ لینک ثابت مطلب ]
[ 5 ]
ارسال شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385 و ساعت 15:4
قبل از اينکه پا به اين دنياي پر مشغله ي آدما بزارم در بهشت بودم
آنجا مکان امني بود ... از کينه و دروغ و ريا خبري نبود...
روزها با فرشتگان بازي مي کردم
و شبها با نوازش و داستان هاي زيبايشان به خواب مي رفتم
تا اينکه روزي خداوندمرا نزد خود خواست و گفت:
" وقت رفتنت به زمين فرا رسيده ..."
من با شنيدن اين حرف ناراحت شدم به خداگفتم:
"خدايا اما من نمي خواهم از اينجا بروم دلم براي فرشته ها تنگ ميشه"
خداگفت:"نگران نباش يکي از اين فرشته را محافظت خواهم گذاشت..."
كه با بهانه گيري گفتم :خدايا ولي ديگر فرشته اي نيست که با من بازي کند و شب
ها برايم قصه بخواند و خيلي از کار هاي ديگر را برايم انجام دهد و بهم بياموزد..."
خداوندلبخند زد و گفت:
" فکر اون را هم کردم به زمين که بروي فرشته اي منتظر تو است
او به تو مي آموزد که چگونه حرف بزني
راه بروي و تمام کارهايي را که مي گويي او برايت انجام خواهد داد اگر مريض شدي
شب را بخاطرت با بيداري به صبح مي رساند
او حتي از فرشته محافظت هم برايت عزيزتر خواهد بود"....
از خداپرسيدم:"نام آن فرشته ي مهربان چيه؟!..."
خدا بار ديگر لبخندي زد و گفت:
" نام او مهم نيست فقط کافي است به او بگويي
•¤**¤•مادر •¤**¤•

مادر عزيزم فرشتهء نگهبانم هميشه دوستت دارم.
نویسنده : [ نگین ] موضوع : [ ]
[ ]
[ لینک ثابت مطلب ]
[ 5 ]
ارسال شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385 و ساعت 9:49
به نام او که تمامی هستی ازوست
سلام به شما عزیزان خوبین خشین
هنگامی که تو وجودم را در آغوش کشیدی
هنگامی که از شیره جانت به وجودم نوشاندی
هنگامی که از زندگی خود گذشت کردی تا من بتوانم زندگی کنم
هنگامی که از خواسته های خودمی زدی تا من به خواسته هایم برسم
من عاشقت شدم و دوست داشتن رو از تو آمو ختم عشقی که هیچ گاه از قلبم برون نمی رود
مادرم روزت مبارک
میلادباسعادت دخت نبی اکرم حضرت فاطمه(س)
بر همه مادران ایران زمین مبارک باد

نویسنده : [ نگین ] موضوع : [ ]
[ ]
[ لینک ثابت مطلب ]
[ 5 ]
ارسال شده در دوشنبه دوازدهم تیر 1385 و ساعت 8:58
اووووه سلام جيگراخوبیدین ![]()
من حدود 4-5روز میشه که ایجا نیومدم ممنون از اونایی که سریدن
خب موضوعه آپ ما یه خاطره چندش از مامانمه
مامانم چن شب پیش واسم داش تریف می کردکه:
مامانم:اون خونه ویلایی قدیمیه که با بابا ومامانم توش بودیم یادته(منظورش زمان مجردیه)اونجارو یادته ![]()
من:خوب آره
مامانم :یادته چه سوسکا ومارمولکای گنده ای داش مخصوصا ازون سوسک بالداراش![]()
من: خوب آره
مامانم :آقا جونم برات بگه که ما یه شب خوابیده بودیم(منظورش ازما مامان وباباشو 6تا دیگه از خواهرو برادراش)منم که اون موقه تا یه مگس میدیدم می ترسیدم با سر وصدای مامان وبابا وبقیه از خواب ناز بیدار شدم دیدم مامانم با یه مگس کش بالا سرم واساده خواهر برادرامم دارن جیغ می کشن![]()
منم از ترس این که مامانم به سرش زده می خواد منو بزنه بلند شدم وشروع کردم به جیغ کشیدن ودویدن دور اتاق ![]()
(اینجا اون قسمت چندششه) یهو دیدم پام رف رو یه چیزی زیر پامو که ورداشتم دیدم که دیدم که .... واااای یه مارمولکه گنده زیر پام له شده از ترس جیغ بلندی کشیدم وخودمو پرت کردم تو بغل بابام داشتم دیوونه می شدم از ترس نمی دونسم باید چی کار کنم منم چون بچه آخری بودم اینقدر نازم رو کشیدن تا یادم رف ![]()
مامانمم(منظورش مادر خودش بود نه خودش چی شد..) پیکر نیمه جون مارمولکه رو از رو زمین ورداش وانداخ تو سطل منم همون شب ساعته 3:45 دقیقه رفتم حموم وخودمو با وسواس زیادی شستم ![]()
من:راس میگی ![]()
مامانم: دروغم چیه ![]()
واااای من دیگه ازون شب به بد که مامانم اینو واسم تریف کرد دیگه نتونسم که بخوابم ![]()
اینم یه خاطره چندش از مامانم حتی فک کردنشم آدمو می کشه ![]()
تا بد تا بازم با یه خاطره چندش بیام خدافظ ![]()
نویسنده : [ نگین ] موضوع : [ ]
[ ]
[ لینک ثابت مطلب ]
[ 5 ]
ارسال شده در شنبه سوم تیر 1385 و ساعت 11:45

امروز صب اصلا حوصله نداشتم نمی دونم چرا ها؟؟؟
دیشبم اصلا خوب نخوابیدما .....
شاید به خاطر اینه که امروز این دختر عموی فضول جیغ جیغو می خواد بیاد خونمون؟؟
نه فک نکنم واسه اون باشه (یه لحظه الان میام اون یکی تلفونمون داره زنگ می زنه)
دارم از خنده روده بر می شم یه بدبخت بیچاره فلک زده زنگ زده هی داره فوت می کنه از دیشب هی داره زنگ می زنه و هی تو گوشی فوت می کنه منم که دیشب تنها بودم تو خونه هی به این بدبخت فلک زده ((ببخشیدا حرف بد می زدم))
خلاصه همین طور که داش فوت می کرد گفتم هووووووووووورا تولدت مبارک یک خورد تو ذوقش یک خورد تو ذوقش که من کف کردم الان گفتگومو با مثلا مزاحم براتون می نویسم
مزاحمه :بی حیا ی پروو........ (بقیشو نگم بهتره) به من می گی تولدت مبارک؟؟؟؟؟
من:خب آره از بس فوت می کنی.
مزاحمه :تو که خوب می دونی تولد عموت چه روزیه(چه ضایه)
من : ا عمو جون پس شما یی که عین این بچه ها هستن زنگ می زنی فوت می کنی؟؟؟؟دیشب پستونکت از تو دهنت افتاده بود نتونستی خوب بخوابی؟؟
عموم: پس چی از دیشب تا حالا نخوابیدم خواستم تو رو هم توغمم شریک کنم
من: ا به سلامتی چی شده ؟((پرو پرو برگشته می گه با دوس دخترم دوام شده ))
من : همون بهتر که قهرکرده تا گیر تو نیفته....
عموم : مامان وبابات که چیزی نگفتن ؟؟؟
من :از شانس شما خونه تشریف نداشتن .
عموم: به چه شانسی
من: حالا کاری نداری؟؟؟
عموم :نه عمو جون برو بخواب تا شب بازم اگه زنگ زدم جون داشته باشی بیای تلفن رو ورداری؟
من : ا راس می گی به همین خیال باش امشب مامان وبابام خونه هستن
خلاصه این شیطونیای عموم کار دسش می ده تازه این یکی از تردستیاشه بقیشو بگم دیوونه می شی
امشبم قراره اون دختر عموی جیغ جیغوم بیاد خونمون ای خدا فک کنم من آخر شبی سر از تیمارستان در بیارم
فلا تا بد خدا حافظ
نویسنده : [ نگین ] موضوع : [ ]
[ ]
[ لینک ثابت مطلب ]
[ 5 ]
ارسال شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385 و ساعت 13:55
نک ستاره قلب من آبجی خلم دوستت دارم واین گل رو خیلی عشقولانه بهت تقدیم می کنم![]()
نویسنده : [ نگین ] موضوع : [ ]
[ ]
[ لینک ثابت مطلب ]
[ 5 ]
ارسال شده در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385 و ساعت 14:34
این عکس رو از وب همیشه بهار ورداشتم یه سری بهش بزنین شعرهای قشنگی داره
http://hamishehbahar.blogfa.com

نویسنده : [ نگین ] موضوع : [ ]
[ ]
[ لینک ثابت مطلب ]
[ 5 ]
ارسال شده در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385 و ساعت 13:58
یه نظر سنجی گذاشتم اون پایین مطلبا هر کی میاد لطف کنه بره تو اون نظر سنجیه نظرشو بده
نتایجشم حودم بعدا تو وبم اعلام می کنم یادتون باشه فقط یه هفته وقت دارین ببینم چی کار می کنینا ![]()
البته سوالش شاید خیلی جالب نباشه من این شوال رو گذاشتم تا از درست بودن نظر سنجی اطمینان پیدا کنم![]()
جون من هر کی میاد بره اون پایین پایین پایین صفحه یه نظر بده ![]()
تااااااااااااااااااااااااااااا بببببببببببببببببببببد
نویسنده : [ نگین ] موضوع : [ ]
[ ]
[ لینک ثابت مطلب ]
[ 5 ]
ارسال شده در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385 و ساعت 10:38
همین الان از مدرسه اومدم شاید باور نکنید ولی با خوشحالییییییییییییییییییییییییییی خیلی خیلی خیلی زیاد می گم که
۲۰ شددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددم
خیلی خوشحالم از خوشحالی دارم یال در میارم
به خدا هم راست می کم هیچ دروغیم تو کار ندارم
البته معدل این ترمم ۲۰ شد معدل ترم اولم ۸۵/۱۹ اق شده ![]()
ولی معدل کلم شده ۹۵/۱۹![]()
من فقط واسه ترم دومم خوشحالم ![]()
کم مونده غش کنم اصلااصلااصلااصلااصلا باورم نمی شه که ۲۰شدم![]()
بعد از ۹ ماه عازگار بعد از ۹ ماه تموم جلز و ولز زدن بالاخره در ترم دوم به نتیجه دلخواه خودم رسیدم آخ که نمی دونی چه حالی داره![]()
وای که چقدر خدا خدا کردم دهنم کف کرد![]()
وای نمیدونم که دیگه چی بگم هر چی بود که خییییییییییییییییییییییییییییییییلی عالی بود![]()
دیگه تو نوشتنمم کم آوردم هیچی دیگه به این مخ من نمی رسه ![]()
ای خداااااااااااااااااااااااااا خییییییییییییییییییییییییییییییییییلی زیییییییییییییییییییییییییییییاد دوست دارم![]()
![]()
![]()
تا بععععععععععععععععععععععععععد که یه خرده حال این مخم جا بیاد می گم خداااااااااااااااااااااااااااااااحافظظظظظظظظظظظظظظظظ![]()
نویسنده : [ نگین ] موضوع : [ ]
[ ]
[ لینک ثابت مطلب ]
[ 5 ]
copyright © taninegin All right reserved
This Template Designed by
Mehran Rostami Copyright © 2005
Pars Theme